,we all live as if we have the leverage of eteity
,the wrinkled face and faded slacks of hair
.come as a shock in the moing mirror
,we betray the death plaing subtle murmurs
!all about how to be forgotten
,I had many undone moments
,let them slip and fade as if they were rotten
,not even knowing what the next moment envelope
has in, hidden
,as I embrace the universe as it opens to me
,only snowflakes embody my freedom
.I never grasped it in the rasp of politicians
,I am an earthy creature with an earthy smell
,waiting beside a meadow as the twilight dwindles
,noting transformed me as strong as this songbird
,with her song so immense in its fragrance
,bracing the air as if their Love lingers forever
,and I listen with rapture as it captures my soul
,in tiny glassy fragments
,and my heart like a little rosebud
.is about to sprout
رهایم کن مرغ آوازه
زندگی در توهمی از جاودانگی گذر داشت
چروکهای پیشانی و تارموهای کمپشت و رنگباخته
در آینه صبح، همانند شوکی نمایانند
و ما با چیدن جزییات برنامه تدفین
که جز چگونه فراموش شدن نیست،
در خیال خود مرگ را به زانو درآوردهایم
من لحظات ناتمام زیادی داشتهام
لحظاتی که گویی پوسیده انگاشتم که چنین
از میان دستانم لغزیدند و محو شدند
با اینکه نمیدانستم لحظهای پس از آن
برای من چه در چنته دارد
چو جهان را در آغوش میکشم
همانگونه که به من مینمایاند خود را
تنها تکدانههای برف، آزادی مرا به دوش میبرند
من آنرا هرگز در آشوبه میان سیاستمداران نجستم
من شکلی خاکیام با رایحهای که از خاک برمیآید
کنار برکهای در تماشای گرگ و میشی،
که دارد اندک اندک رنگ میبازد
و هیچچیز مرا همانند صدای این مرغ آوازه،
دگرگون نکرده است
به آوازی که چنان در رایحهاش ژرفناک است
که همانند معشوقهای ازلی،
به هوا آویخته است
و من با چنان شوقی در شنیدن آنم
که روح مرا به شکل خرده ذرات شیشهای
تسحیر کرده است
و قلب من همانند غنچه گل رزی
در آغاز شکفتن است.
سیاه مشق...
ما را در سایت سیاه مشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: شنبه 28 دی 1398 ساعت: 15:26