دلتنگ کارهای ساده او خواهیم شد

خرید بک لینک
عباس کیارستمی که گاه از تکه های بخش حوادث روزنامه فیلم های شاعرانه می ساخت (کلوزآپ و فیلم نامه طلای سرخ ساخته جعفر پناهی ) با حادثه ای از میان ما رفت. ای کاشکی هنوز بود و با نگاه حقیقت جویش پرده از مرگ رازآلودش برمی داشت. او از دریچه دوربین نوعی نگاه تازه را به بینندگانش هدیه کرد. نگاهی تازه که هر کس به ظن خود یارش شد. این ظن لیک با حقیقت فیلم های او بسیار فاصله دارد. شاید بتوان گفت از این منظر به مولانا می ماند که در زمان حیاتش گرچه به بالاترین سطح اندیشه ورزی رسید لیک گاه و بی گاه مورد عتاب مریدانش بود که چرا دنباله روی شمس تبریزی است (زرینکوب). لیک بی گمان درک هنر کیارستمی نیازمند گذشت زمان است و چشمان نزدیک بین ما قادر به درک همه جوانب آثار او نیست. در این میان اشاره به چند نکته در مورد کارهای او و نگاه های نزدیک بین ما خالی از لطف نخواهد بود.
اول آنکه او معنای هنری سینما را رختی نو پوشاند. کارهای او را می توان هزارباره دید و شنید و هربار همان حس تازه اولیه را داشت. او صحنه های فیلم هایش را نقاشی کرده است و گاه این نقش ها با آوای موسیقی فیلم معنایی می آفریند که با نقش یا موسیقی به تنهایی قابل بیان نیست. وقتی به کلام می رسیم گرچه تک تک جملات کاملا گزیده شده لیک ما آنها را از زبان روزمره مردمی می شنویم چون خویشتنمان که در فیلم های او نقش های خود را به عهده دارند. با اینهمه سینمای او نه در خدمت واقعیت روزمره زندگی بلکه در تکاپو برای نشان دادن حقیقت است. در واقع او پشت دوربین در حال جعل واقعیت است تا حقیقت را به پرده سینما بکشاند.
دوم آنکه او هنرش را زیسته است و زندگی چون پیچکی بر تمامی فیلم هایش سایه سنگینش را بخشیده است. از این منظر او به اوجی رسیده است که پیش از او فروغ فرخزاد با فیلم خانه سیاه است به ما نشان می دهد.
سوم آنکه دوربین و صدا در فیلم های او همان قدر که در خدمت هنر هستند آگاهی بخشند. او می خواهد این آگاهی را به بیننده ببخشاید که نظاره گر است و این فاصله گذاری که گاه به شدت بی معنی به نظر می رسد (مانند پایان فیلم طعم گیلاس که عوامل ساخت فیلم نشان داده می شود) در خدمت آگاهی بخشی است.
چهارم آنکه او رهروی هماره هنر است که غایتش سادگی و سکوت کارگردان است. از این منظر رویکردی عارفانه به هنر خویش دارد. این تلاش برخلاف گمان بسیاری دیرینه است و به فیلم هایی همچون قضیه شکل اول، شکل دوم و کلوزآپ باز می گردد و در نهایت با فیلم شیرین پایان می پذیرد.
آخر آنکه او عصاره فرهنگ و هنر ایرانی است و در عین حال کارگردانی با ویژگی های شخصی است که تجربه هنریش را در اواخر عمرش به زبان ها و فرهنگ های دیگر برده است. ثبات پویا و زنده او تکرارنشدنی است.
نگاه های سیاسی به فیلم های او در طول زمان کهنه شده و فراموش خواهند شد. برخی از این نگاه ها ریشه در آرمان های سیاسی گوینده دارد و در این بین کیارستمی به همان اندازه که مورد عتاب قدرت سیاسی موجود ایران قرار گرفته است (از این دست می توان به گفته های حاتمی کیا اشاره کرد) توسط منتقدان نظم موجود نیز مورد لطف قرار گرفته است (نامه بهمن قبادی و برخی انتقادها در جریان جنبش سبز در ایران که او را به بی تفاوتی محکوم می کردند). این دست انتقادها جدی نیست چون با تغییر آرمان سیاسی فراموش خواهند شد. لیک بایستی این نکته را به منتقدانی از این دست گوشزد کرد که هنر در خدمت آنها یا آرمانهیشان نیست. شعر با شعار متفاوت است و فریاد آزادی با مشتان گره کرده لزوما به معنی جریان آزادی در رگ هایمان نخواهد بود.

اویس

سیاه مشق...

ما را در سایت سیاه مشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:48

صفحه بندی