گناه

خرید بک لینک

گناه من این مشت گره کرده است

گناه من دل سپردن به لالایی شب بوست

گناه من نشنیدن گلایه مند گلایل های سر قبر است

به کنج تنهاییم

گناه من رضایت به هر چیزی است تا بتوانم

تکه ای از آسمان آبی را

بر فراز فردا برافرازم

گناه من

مرور هر روزه اخبار دیوان است

در حالیکه گلدانی به ایوان خانه خشکیده است

مرا حکمش سزا باشد

مرا هر چه گوید شاید روا باشد

کین سنگدل چندی است

سراپایش همه خشم است

و من سر تا پای کور چشمم

مرا نشان داغ شقاوت هاشان بر سینه ام مانده است

مرا پای انکار اوهام

آبله بسته است

مرا زیر ناخنهام

خونی از امید انکار دیوارهاشان می دود هر دم

مرا حکمش سزا باشد

مرا هر چه گوید شاید روا باشد

که چشم بستم بر خشکیدن هامون

گمانم برد شاید

اشک هامان کفاف خشکیش باشد

اقاقی رفت بی آنکه چیزی گویدم

و من لبدوختم معنی را

و با مشتان گره کرده تنها همه فریاد بودم

ولی آیا خیالم بود

زبان بسته حیوانی انقراضش را خواب می بیند

آه اکنون لیک

ریزماهی های فرش زیر پایم می غلتند

و پروای پروانه ای از سرانگشتانم بایستی

رماند خواب از چشم هایم تا اندک فرصتی مانده است

مرا حکمش سزا باشد

مرا هر چه گوید شاید روا باشد

تو را ای دوست اما لیک

نباشد کاش بر دوشهایت سنگین

گناهی چون گناه من

اویس

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۱۲/۲۴ساعت 5:18 توسط آسیه عزیززنجانی |
سیاه مشق...

ما را در سایت سیاه مشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 12:52

صفحه بندی